X
تبلیغات
جامعه و من - همسر دوم
سال جدید را با سلام و صلوات آغاز کردیم. دعا خواندیم و نماز به پا داشتیم تا روزگارمان خوب و زیبا رقم بخورد. برای تمام مردم ایران دعا کردیم که سالی پر از شادی و سلامتی و برکت نصیبشان شود. امسال انتخابات در پیش است و از خداوند برای کشورم آرامش و حل مشکلات اقتصادی را خواستار شدیم. از همینجا ازتمامی دوستانی که لطف کردند و برای بنده پیام گذاشتند و تبریک عید گفتند و جویای احوال شدند سپاسگزارم و عید را به آنها نیز تبریک می گویم.
امسال روز اول عید خبر ناخوشایندی به ما رسید و این خبر فوت یکی از اقوام بود. بنا به دلایلی بنده و همسرم نتوانستیم در مراسم تشییع جنازه و ... این بنده خدا شرکت کنیم اما قضاوتها و رفتارهای مردم در مورد این بنده خدا حکایت ها دارد.
در چند پست در خصوص زندگی مردان دو زنه و برباد رفتن سرمایه اجتماعی نوشته بودم که متاسفانه این بنده خدا یکی از این مردان بود. اینکه این بنده خدا در منزل همسر دوم فوت می کنند(در واقع به شهادت می رسند زیرا جانباز شیمایی بودند و در این دو سال آخر وضعیت نامساعدی نیز داشتند) و اینکه همسر دوم تلاش می کرد او را در آرامگاهی نزدیک منزل خود دفن کند و با چه مکافاتی خواهر برادرها جنازه را گرفتند و به روستا برای دفن آوردند( طبق وصیت شفاهی مرحوم) تا مراسم تشییع جنازه که گفته می شود با زخم زبانهایی بین خانواده همسر اول و خانواده این مرد رد و بدل می شد و در نهایت اینکه برخی خانواده های شهدا بنا به هزار و یک دلیل اجازه دفن این بنده خدا را در قطعه شهدا ندادند همه و همه حکایت از این دارد که کار خلاف عرف جامعه حتی اگر شرعی هم باشد نگاههای قضاوت گر مردم را آنقدر نسبت به یک فرد تغییر می دهد که حتی پس از مرگش نیز این نگاهها دست از سر این بنده خدا بر نمی دارد.
اشکهای سوزناک همسر اول و عدم اجازه حضور همسر دوم که به گفته برخی از این فرد دارای فرزند هم هست صحنه های درامی را ایجاد می کند. انسان می ماند که چه بگوید. پای صحبت هر یک می نشینی و سفره درد دل هریک که باز می شود می بینی که حق دارد.
پیشاپیش از دوستان و اقوامی که اینجا را می خوانند پوزش می طلبم. هدف از این نوشته نمک به زخم کسی پاشیدن نیست. خوانندگان این وبلاگ افراد زیادی هستند که خواندن این نوشته می تواند در نگاه آنها نسبت به این مسئله اجتماعی که به غلط در کشورمان در حال رواج است تغییراتی ایجاد کند. امید است که به این هدف نزدیک شده باشیم.
در ادامه به دوستان پیشنهاد می کنم که این مطلب را که نوشته خانم دکتر شهلا کاظمی پور از اساتید جمعیت شناسی که سی سال در دانشگاه تهران از اساتید بودند و بنده هم افتخار شاگردی ایشان را در مقطع کارشناسی داشتم و اکنون عضو هيئت علمي مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه هستند با عنوان بررسی روند مضیقه ازدواج در ایران مطالعه فرمایید که در راستای تحلیل این جانب با عنوان مشکل شیوع همجنس گرایی در کمین جوانان ما است، بخوانند.
 
خداوندا به ما خانواده های این سرزمین قدرتی ده که راه درست زندگی کردن، وفاداری و تسلط بر نفس و لجام زدن بر نفس سرکش خود را به فرزندانمان چه دختر و چه پسر بیاموزیم تا نبینیم و نشنویم حکایتهای دل شکستنها و بی وفایی ها و اشک و آه و ناله را حتی پس از مرگ مان. آمین
برای این تازه در گذشته و خانواده این عزیز نیز از خداوند طلب مغفرت داریم و از شما دوستان درخواست ذکر فاتحه.
 
 


برچسب‌ها: صیغه, تعدد زوجات, ازدواج مجدد, همسر دوم, شهادت
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

مشاهده سه کیس از کسانی که همسر دوم مردی شدند و به قولی با اینکه می دانستند مرد داری همسر و فرزند است با او ازدواج کرده اند.

1- برای دیدن یکی از دوستان به یک سازمان عریض و طویل دولتی رفته بودم و همینجوری که داشتم با دوستم صحبت می کردم از پنجره پشت سرش به بیرون نگاه می کردم که ناگاه خانمی با پالتوی قرمز زنگ جلوی نگهبانی در یک حرکت پالتو را در آورد و روسری را به سمتی پرت کرد و در حالی که هیچ چیز (تاکید می کنم که هیچ چیز)تنش نبود شروع کرد به داد و بیداد کردن. در همان زمان مردی را دیدم که با ظاهری موجه مثل شصت تیر فرار کرد و آمد پشت دیوار مخفی شد در حالی که نفس نفس می زد و رنگش سرخ شده بود و ...

من که دهانم از تعجب باز مانده بود به دوستم اشاره کردم و او هم ایستاد و بعد پنجره را باز کرد و ... وقتی قضیه تمام شد و یکی ازخانمهای حراست چادری به زور روی خانم انداخت و ... دوستم برایم توضیح داد که این آقا زمانی که برای ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد هفته ای دو روز به مشهد می رفته و بر می گشته در حالی که خانم باردارش در تهران زندگی می کرد آنجا این خانم را صیغه کرده و بعد هم مهریه اش را که 5 سکه بوده داده و بهم زده و آمده سر خانه زندگیش ولی آن خانم ول کن ماجرا نیست و هر چند وقت در میان می آید به همین شیوه آبروریزی راه می اندازد و از او پول طلب می کند و مرد هم از ترس آبرو ریزی در محل کار یک جوری قضیه را جمع و جور می کند. تا کنون دو بار محل کارش را عوض کرده و به جاهای دیگر رفته ولی فایده نداشته و زن دوم او را یافته است.

2- برای دیدن دوست خواهرم به منزلش رفته بودیم با اطلاع از اینکه همسرش آدم بی قیدی بوده و این بی قیدی بعد از ازدواج هم ادامه داشته و با دختران زیادی ارتباط داشته و دست بر قضا یکی از دانشجویان منطقه که بجنوردی بوده و خیلی معروف هم بوده در اینکه خلاصه هر پسری یکبار ایشان را زیارت کرده و ... هم با ایشان در ارتباط بوده است و بعد از اینکه می فهمد باردار است جیم می شود تا مبادا شوهر این خانم مثل تمام کیسهای قبلی او را وادار به سقط جنین و ... نکند و بعد از هشت ماه در روزهای پایانی بارداری پیدایش می شود و به استناد آزمایش ژنتیک اثبات می کند که فرزند مال شوهر این دوست است و دیگر بقیه اش را خودتان حدث بزنید. حالا هر دو همسر سه بچه دارند و مرد هم که کارمند بانک است و از میراث پدری کم ندارد و ... برای هر یک خانه ای هزار متری خریده و ماشین و .... که عدل و قسط را رعایت کرده باشد. اما مگر می شود که هفته ای که هفت روز است بین دو نفر تقسیم کرد. آخر عدد هفت فرد و است زنها زوج! خلاصه از شوخی که بگذریم این جریان واقعی است، نشسته بودیم که دیدیم یک نفر عربده کشان با فحشهای آب نکشیده دارد توی کوچه نام همسر این خانم و این خانم را می برد و .... یکدفعه رنگ از رخ این بنده خدا پرید که وای می بینی چه آدم .... ایست. هر چند وقت در میان می آید این چنین سر وصدا راه می اندازد. الان هم بهانه این است که من از پدرم مقداری پول بهم رسیده و رفتم یک پرادو خریدم و ایشان 206 سوار است و افتاده به جان آقا.... که برای من باید بخری و ... و این سر و صدا ها هم ناشی از همین است. چند وقت در میان همنیجوری یا جلو خانه سر و صدا راه می اندازد یا می رود بانک آبروی ... را می برد. اصلا به عنوان رئیس بانک کسی ازش حساب نمی برد.

3- در حیاط یکی از وزارت خانه ها ایستاده ایم منتظر یکی از دوستان که یک ماشین بنز با شیشه های دودی می آید و جلوی در می ایستد و در حالی که خانم بسیار محجبه از آن پیاده می شود دارد بلند بلند با موبایل حرف می زند و فحش های آب نکشیده می دهد فریاد می کشد به ....(اسم معاون وزیر را می برد) بگو گوشی را برداره فلان فلان شده و بعد هم که گوشی را طرف بر می داره بیا پایین .........(فحش های آنچنانی) به سومی هم بگو بیاد پایین. درست حدس زده بودید خانم همسر دوم بوده و احتمال می داده که نفر سومی هم در کار باشد.

نتیجه اخلاقی: همانطور که قبلا تحلیل کرده بودم مردی که زن دوم می گیرد باید هر آن منتظر از بین رفتن سرمایه اجتماعی اش باشد.

نتیجه اجتماعی: زنی که حاضر است زندگی زن دیگری را خراب کند تا روی ویرانه های آن زندگی کند آمادگی هر کاری را دارد. نگران آبرو و حیثیت و این داستانها نیست بلکه فقط و فقط سعی در حفظ موقعیت لق خودش دارد تا با هر بادی بهم نریزد و خراب نشود. از هر راهی برای تلکه کردن و جذب سرمایه مرد هم از نظر عاطفی و هم از نظر اقتصادی تلاش می کند. خیلی از مردها را می شناسم که به شوخی و خنده می گویند خدا مادر بچه هایمان را زیاد کند ولی وقتی با آنها صحبت می کنیم می گویند گرفتن زن دوم راه رفتن روی لبه شمشیر است که زخمی شدن کمترین خسارت آن است.


برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت, هوو
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

دفعه قبل داستان چهار مورد از کسانی که می شناختم و مردهای این خانواده ها همسر دوم اختیار کرده بودندرا برایتان تعریف کردم. دو مورد از این موارد عقدی و دو مورد متعه بود. اما این رفتار مردهای این خانواده ها فقط به زن خانواده و بچه ها آسیب نرسانده بلکه یکی از کسانی که در این ارتباطات آسیب دیده اند خود مردهای این خانواده ها بودند.

این آقایان تا جریانشان لو نرفته مانند مردهای تازه نامزد کرده و یا پسرهایی که با دوست دخترشان بیرون میروند از این رابطه لذت می برند. ازمخفی کاری و هیجان آن مشعوف شده و از اینکه یک راز بزرگ درزندگی خود دارند از ارتباط با آنها نهایت استفاده را می کنند. بخصوص که زن دوم بیشتر نقش یک معشوقه را بازی می کند که در تمامی مراحل برای حفظ اسرار مرد با او همراهی می کند. سن و سال کمتر این زن نسبت به زن اول و شگردهای جدیدی که این زن دوم برای جذب مرد به کار می برد برای مرد لذت بخش است. چون زن دوم می داند که رقیب دارد ولی زن اول از رقیب به این سهل الوصولی برای همسرش بی خبر است. لذا زن اول مشغول پخت و پز و بشور بساب و زندگی روزمره ی یک زن فداکار است در حالی که زن دوم مشغول خود آرایی و عشوه گری و ... است چون می خواهد دل مرد را به سمت خود جذب کرده و کاری کند که مرد نبودن وی را درزندگی خود به عنوان یک خلاء احساس کرده و سعی کند او را حفظ کند. تا اینجا برای مرد لذت بخش ترین دوران طی می شود و مرد از این ارتباط مخفیانه نهایت لذت را می برد.

ولی وقتی قضیه لو می رود. در مورد چهار موردی که در پست قبل یاد شد مردها عکس العملهای متفاوتی را از خود نشان داده اند.

۱- در مورد اول که پدر و عموی خانم موضوع را پی گیربودند از طریقی بی سر وصدا سعی کردند موضوع را جمع کنند. مرد با کمترین خسارت به زندگی خود برگشت ولی هیچوقت اقرار نکرد که موضوع جدی بوده است. اما احترام زن نسبت به وی خدشه دار شده و حتی بچه ها نیز دیگر با او یکه بدو می کنند در حالی که تا قبل از این اصلا بچه ها  و همسر روی حرف او حرفی نمی زدند. دیگر طرف مشورت خانواده همسر قرار نمی گیرد. اقوام خودش هم اعتماد سابق را به وی ندارند و در موارد مالی هم به او اعتماد نکرده و مسائلی برایش پیش آمده است. همسر او برای اینکه نیاز دارد خانواده خود را برای مشکلات روز مبادا حفظ کند گاهی باعث سلب آسایش مرد می شود چون از هر کاری برای خانواده خود فروگذار نمی کند. مثلا از بودجه ی وی برای خانواده اش هزینه می کند وقت او را صرف خانواده خود می کند و از فرزندان خواهر برادرهایش در مواقع لزوم نگهداری می کند ولو به قیمت برهم خوردن آسایش همسرش. مرد مجبور است حساب کتابهای مالی اش را دیگر به وضوح برای همسرش شرح دهد و یک منزل برای زنش بخرد. البته اولین قدم مرد قطع رابطه با زن دوم و عدم ادامه خیانت بود.

۲- در مورد دوم که مرد همکار هم اتاقی خود را عقد کرده بود. پس از لو رفتن جریان مرد با کمال جسارت و علنی موضوع را پذیرفت و پای کاری که کرده بود ایستاد. پس از اینکه از طرف خانواده خود و همسرش طرد شد. او به نزد همسر دوم رفته و پس از مدتی چون اعتبار اجتماعی خود را از دست داده بود این مسئله روی اعتبار اقتصادی وی نیز تاثیر گذاشت و مجدد به سمت خانواده خود آمد تا مشکلات مالی اش را بر طرف کند. این در حالی بود که همسرش تازه استقلال مالی یافته بود و دیگر نیازی به این شوهر نداشت. مرد برای اینکه مسئله مالی خود را حل کند در مورد ارث و میراث حق خواهر برادر های دیگر را تا حدی ضایع کرده و منجر به این شد که اختلاف شدیدی بین او و خانواده اش اوج بگیرد. علنی از طرف اطرافیان مورد لعن و نفرین قرار می گیرد. کسی به حرف های او اعتماد ندارد و او را به عنوان یک آدم حقه باز و دروغگو می شناسند و در یک منجلاب متلک و ... دست و پا می زند. به عنوان مثال وقتی که دفعه اول اتومبیل می خرید همه اطرافیان به او کمک کرده و کوچکترین رسیدی بابت پولهایی که به او داده بودند از او نگرفتند ولی این اواخر به خاطر دارم که یکی از نزدیکانش برای اینکه به او دو میلیون پول قرض بدهد از او دو برابر چک گرفته و او را مجبور کرده که همکارش هم پشت چک را امضا کند. این یعنی بی اعتمادی و بی آبرویی به زبان ساده یعنی این فرد تنزل شدید سرمایه اجتماعی و اقتصادی را با هم داشته است.

در مورد سوم و چهارم هم شرایط شبیه همین موارد بوده است. اعتماد اطرافیات و حتی دوستان دور نسبت به آنها خیلی تنزل کرده و به طور کلی زایل شده است. مردها با مسائل مالی دست و پنجه نرم کرده و اصلا نتوانسته اند آنچه در شرع مقدس به عنوان ایجاد قسط و عدل آمده را رعایت کنند.گاه حتی برای یک ضامن ساده برای کمترین مبلغ وام هم دچار مشکل هستند. مورد احترام فرزندان همسر و حتی خواهر برادر های خود هم نیستند چه رسد به خانواده همسر که دائم به او با سوء ظن نگاه کرده و حرفهایشان را به عنوان یک آدم دروغگو و دغل باز قبول ندارند. آزادی های سابق خود را به عنوان مرد خانواده از دست داده اند و جزئی ترین کارهایشان از حساب بانکی گرفته تا پرینت مکالماتشان توسط همسر و فرزندانشان کنترل می شود. در میهمانی های خانوادگی محبوبیت سابق را ندارند و دوستان صمیمیشان از ترس انگ خوردن از آنها کناره می گیرند. جالب است بدانید که این مردها همگی از سن ۳۹ یا ۴۰ سالگی به بالا یعنی درست زمانی که مردها دارای اعتماد به نفس بالا هستند و سرمایه اجتماعی شان به جهت اعتماد اطرافیان در بالاترین سطح قرار دارد و از نظر مالی و قدرت بدنی نیز در بالاترین سطح قرار دارند دست به چنین کاری زده اند. به زبان ساده به خاطر دست یافتن به یک هوس زودگذر آنچه را طی سالهای سال به عنوان سرمایه اجتماعی و اقتصادی به دست آورده اند از دست می دهند.

 


برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت, هوو
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

چند وقت پیش پستهایی در خصوص لایحه قانون حمایت از خانواده و ازدواج موقت و ... نوشته بودم. اما پس از مشاهده چند مورد ازدواج مجدد در بین کسانی که می شناختم متوجه تغییراتی در همسر اول شدم. نقاط مشترک تمامی زنانی که شوهرشان همسر دوم اختیار کرده و یا در دوره ای از زندگی متوجه خیانت همسرشان شده اند جالب است. این چهار مورد را برایتان تعریف می کنم و بعد تحلیلی در تغییر رفتار خانمهای این خانواده ها ارائه می کنم.

۱- یکی از نزدیکان خانم به خانواده وی خبر می دهد که گویا شایعه شده که داماد شما زنی را در شمال کشور متعه کرده است. این در حالی است که این زوج دارای دو فرزند پسر بودند که در آن موقع پسر بزرگتر سرباز و پسر دوم سال سوم راهنمایی بود. پدر خانم وقتی جریان را می فهمد بدون اینکه جریان را با پسرهای خود در میان بگذارد با برادر خود(عموی خانم) به شمال کشور می رود و طبق نشانه ها و ... تا ته توی قضیه را درنیاورده بر نمی گردد. نتیجه زندگی خانم نجات می یابد. خانم دائم به سر و وضع خود می رسد و دست از بشور و بساب بیش از حد وسواس گونه بر می دارد. طی سه سال کاهش وزنی معادل ۲۵ کیلو می دهد و داروهای مکمل گرانقیمت می خورد و از خریدن لباس و طلا اباعی ندارد. به زبان ساده دیگر دل و دماغ قناعت کردن و پس انداز کردن برای بیشتر شدن ثروت در زندگی مشترک ندارد و بیشتر تلاش می کند تا زیبا بماند. در حالی که برای پسر بزرگتر حتی حاضر به پرداخت هزینه دانشگاه آزاد نبودند و باعث شدند پسرک وارد دانشگاه نشده برود سربازی حالا که متوجه شدند قناعتهای آنها سر از کجا درمی آورد برای پسر دوم هزینه بهترین دبیرستان غیر انتفاعی و کلاسهای بازیگری و ... را می دهد.

۲- زن و مرد دختر خاله و پسر خاله بودند و بعد از یک عشق آتشین با هم ازدواج میکنند. مرد جانباز بوده و از ناحیه پا دچار مشکل. وضع مالی خوبی نداشند و در شهباز جنوبی و اطراف خیابان منصور طبقه دوم یک ساختمان مستاجر بودند و دو اتاق تو در تو و آشپز خانه ای دربالکن و دستشویی درحیاط و صاحبخانه ای درطبقه پایین داشتند. در همین حین مرد جراحی سنگینی برای کشش استخوان زایل شده پایش انجام داد و زن یکسال تمام برای این مرد لگن گذاشت و لگن برداشت و پانسمان کرد و ... در حالی که یک دختر سه ساله داشت. اینها گذشت بچه ها بزرگتر شدند زمانی که دخترش سال اول دبیرستان بود مرد تازه توانسته بود یک خانه در کرج بخرد و یک اتومبیل سمند . تازه زندگی داشت به این زن رو می آورد که طی یک تصادف لگن خانم می شکند و شش ماهی در منزل پدر و مادرش بستری میشود تا تحت مراقبت قرارگیرد. طی همین ششماه مرد به استناد گواهی های پزشکی از دادگاه اجازه نامه دریافت کرده و هم اتاقی محل کار خود را که خانمی بیوه با دو فرزند بود را به عقد خود در می آورد.

زن بیچاره وقتی موضوع را فهمید علاوه بر مشکل جسمی ناشی از تصادف دچار افسردگی شدید و بیماری روحی می شود دو ماهی هم در بیمارستان بستری شده و کم کم به خود می آید. خانمی که تا آن زمان غیر از نوک دماغش کسی از او چیزی ندیده بود مجبور می شود برای گذران زندگی شغلی دست و پا کند(خیاطی) و با آن سواد اندک(سیکل) خانه ای اجاره کند و زندگی اش را سر و سامان دهد. چند وقت پیش خانم را دیدم تقریبا هیکلش نصف شده بود و وقتی غذا می خورد مشخص بود که رژیم دارد. ابروها را بالاخره رنگ کرده بود و یک رژ کمرنگ هم زده بود. جالب تر اینکه دختر تازه نامزد کرده اش در شب ۱۹ ماه رمضان مانتویی قرمز به تن داشت و گیسوان تا کمرش را در مسجد از زیر روسری رها کرده بود و مانور می داد. انگار به این نتیجه رسیده بود که حجب و حیا و متانت مادرش در زندگی اش به دادش نرسیده چه لزومی دارد که او راه رفته مادر را تکرار کند.

۳- زن برای پس انداز پول بیشتر و افزودن بر ثروت همسر خانه تهران را اجاره می دهد و به یکی از شهرستانهای اطراف می رود تا در یک خانه ارزان قیمت تر زندگی کند. شغل مرد هم رانندگی است. پس از مدتی اقوام خانم متوجه تغییر رفتار مرد می شوند و پس از تجسس متوجه می شوند که مرد خانمی را که قبلا در منزلشان مستاجر بوده متعه کرده. هرچه اطرافیان سعی می کنند زن را متوجه کنند به دلیل اطمینان بیش از حدی که به همسرش داشته متوجه نمی شود تا اینکه در کمال ناباوری یکی از نزدیکان به منزلشان رفته و از سیر تا پیاز جریان را برایش تعریف می کند و با چند نشانه زن را متوجه قضیه می کند. زن زندگی اش را جمع می کند و به تهران و منزل خود بر می گردد در حالی که در تمام مدت مرد جریان را منکر می شده. زن از یک مشاور کمک می گیرد و پس از اعتراف گرفتن از مرد طی یک مراحلی در یک موضع بالاتر  مرد را می بخشد و سعی می کند به زندگی بر گرداند. این جریان به قیمت افت تحصیلی پسر سال چهارمی وی رتبه پایین کنکور و ... فرزند بزرگتر و بازگشت شب ادراری پسر کلاس پنجمی این خانواده شد. (پسر از سال دوم ابتدایی خوب شده بود و مشکلی نداشت)

تغییرات درظاهر زن اینکه از لباسهای کوتاه و رنگهای آتشین در منزل استفاده می کند. ۱۵ کیلو لاغر کرده و دیگر به فکر پس انداز برای همسر نیست. مرتب به دکتر پوست می رود . لباسهای گرانقیمت می خرد و به فکر یک کار نیمه وقت افتاده تا در آمدی هر چند کم داشته باشد. یعنی یک نوع استقلال مالی.

۴- مرد یک آزاده است و کارمند یکی از ادارات دولتی. پس از آزادی از اسارت به کمک خواهرش دختر برادر شوهر خواهرش را به زنی انتخاب می کند. حاصل این ازدواج پس از ۲۰ سال دو فرزند است یک دختر دانشجو و یک پسر. چند وقتی بود که تغییراتی در ظاهر زن مشاهده می کردم. دختر نامزد کرده وبرایم عجیب بود که چرا صبر نکردند یک خواستگار در خور و شان خانواده نصیب دختر شود و با دم دست ترین خواستگار ازدواج کرده!! خانم را در مراسم تششیع جنازه مادر بزرگش دیده بودم در حالی که آرایشی بسیار غلیظ داشت و لباسی بسیار گرانقیمت به تن کرده بود. بینی عمل کرده و خط چشم دائم. در راه بازگشت به خواهرم گفتم فلانی را دیدی. آن خانم محجبه سنگین و رنگین چقدر تغییر رویه داده است. اصلا نشناختمش. گفت بله ساکشن هم کرده و جراحی زیبایی هم در چند قسمت بدنش انجام داده است. برایم عجیب بود. بعد گفت راستی می دانی که همسرش زن دوم اختیار کرده! ایندفعه انقدر تعجب کردم که نزدیک بود شاخهایم سبز شوند. گفتم چرا؟ اینکه خیلی زن خوبی داشت این دیگه چرا؟ گفت می گویند که زن اولش صرع دارد تازه متوجه شده؟؟؟؟!!!!!!!!!!! اصلا برایم باور کردنی نیست که مردی بعد از بیست سال متوجه شده باشد که زنش صرع دارد.

نکته مشترک: همه این خانمها تا قبل از اینکه متوجه جریان ازدواج همسرشان شوند دائم به فکر این بودند که زندگیشان را به بهترین شکل اداره کنند قناعیت کنند و پس انداز کنند تا به آسایش و رفاه در زندگیشان برسند غافل از اینکه یکی از آیتمهای رفاه برای برخی آقایان استفاده از لذایذ جنسی بیشتر است که با فرتوت و زایل شدن زیبایی و جوانی آنها امکان پذیر نیست. این گونه است که وقتی مرد به آنها خیانت می کند تازه متوجه می شوند که باید به خودشان هم برسند و جوانی خود را نیز حفظ کنند. همچنین هر چهار مورد جریان خیانت همسرشان را انکار می کنند و وانمود به خوشبختی مضاعف می کنند. در یک مورد به خاطر دارم که طرف داشت فحش و نفرین می کرد الهی .... بشود کسی که این حرفها را پشت سر شوهرم درآورده.

نکته دوم :اینکه این خانمها تا قبل از خیانت همسرشان به فکر اتکای مالی و فعالیتهای اجتمای و سرمایه اجتماعی خود نبودند ولی بعد از این جریان هر یک به شکلی به فکر مسائل مالی و استقلال مالی می افتند. مثلا سعی می کنند همسرشان منزلی به نامشان کند و یا به فکر پس انداز و شغل و ... می افتند.

نکته سوم:بیشترین آسیب نصیب بچه هایی می شود که در سنین حساسی قرار دارند. چون در اکثر موارد سختی ها و مشکلات مالی دوران بی پولی ابتدای زندگی توسط زن و فرزند اول تحمل شده و فرزندانی که در سن دانشگاه و یا دبیرستان هستند با افت تحصیلی و مشکلات زیادی مواجه می شوند. حتی دجار بحران شخصیتی شده و آموخته های خود را از بایدها و نبایدها و چیزهای خوب و بد در زندگی متزلزل می بیند و مرزهای آنها را گم می کند. مثل دختری که شک می کندحجب و حیا و حجاب و ... کار خوبی است و یا بد. مادرش کار خوبی می کرده که با حجاب بوده و ... یا کار بدی کرده و باعث خیانت پدر شده. یا پسری که کنکور خود را خراب می کند تا زاغ سیاه پدرش را چوب بزند و به اصطلاح مچ پدرش را در کار خلافی که انجام می دهد بگیرد. این پسر در سال دوم دانشگاه است و در عین حال مشغول کارگری کردن در یک کارگاه. چرا چون یاد گرفته که به این پدر نمی شود تکیه کرد. در موردی هم که پسر به کلاسهای بازیگری و ... می رود دچار تداخل رفتاری و روحی شده و دائم در خیالات سیر می کند و خانواده دائم در حال کنترل و تغییر نگرش وی هستند تا مسیر درست را در زندگی انتخاب کند.

نکته چهارم: در هر چهار مورد زنها دست از قناعت کردن برداشته اند و رویه زندگی خود را تغییر داده اند. این درحالی است که این خود ضربه ای بر اقتصاد خانواده می زند. 

از همه مهمتر این که این خانواده ها دچار آسیب شده و هیچگاه تا آخر عمر زنان این خانواده احساس اعتماد و اطمینان از شوهرشان را در دل خود نمی توانند جای دهند. تازه در بیشتر موارد حس انتقام از نوع آسیبهای مالی به همسر باعث مسائل دیگری نیز می شود.


برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت, هوو
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 1:41 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

دوتا مطلب که به هم ربط زیادی ندارند را براتون در نظر گرفتن که بگم.

اول اینکه موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دوتا نشست برگزار کرد تحت عنوان ازدواج موقت و طلاق. كه در اين دو روز حسابي روي اين دو موضع بحث شد. مثلا خانم دكتر باستاني در مورد طلاق عاطفي كار بسيار جالبي انجام داده بودند كه ارائه دادند و دكتر حسيني هم در مورد اثرات اصلاحي و تخريبي طلاق صحبت كردند. دكتر حسيني معتقد بودند در مواردي نه تنها طلاق مشكل زا نيست بلكه باعث مي شود كه بچه ها در يك محيط آرام تر زندگي كنند و موفقتر هم باشند. همچنين خانم و آقا مي توانند زندگي جديدي را شروع كنند و موفق تر از قبل هم عمل كنند.

اما در مورد ازدواج موقت خيلي جريان آيه بازي و حديث بازي شد براي اينكه سخنرانان مسلماني خود را شهادت دهند و يك وقت متهم به كفر نشوند. به طوري كه هر كدام يك چند تايي آيه از كلام الله مجيد و حديث از حضرت علي و امام رضا آوردند و توضيح دادند كه آقا ننتون خوب باباتون خوب والا بلا صيغه حلاله و اصلا با فاحشگي فرق مي كنه. چون فاحشه ممكن است هر شب به چند نفر سرويس بدهد ولي زن صيغه اي همسر موقت طرف است و به فرض اينكه حتي براي دو ساعت هم صيغه شده باشد بايد ۴۵ روز عده نگه دارد.پس خيلي با فاحشه فرق مي كند و ... همچنين توضيح داده شد كه در ازدواج موقت مي تواند خانم باكره با اجازه ولي ازدواج موقت انجام دهد و شرط ضمن عقد هم بگذارد كه انجام سكس به صورت كامل ممنوع. همه اينها گفته شد ولي هيچ توضيحي داده نشد كه ضمانت اجراي آن چيست و اگر اتفاقي براي اين دوشيزه مكرمه در دوران اين ازدواج موقت افتاد چه بايد كرد آيا آن آقا ملزم به عقد هست يا نه و .... كه در اينجا مجالي براي توضيح بيشتر نيست. همچنين همه متفق القول بودند كه ازدواج موقت براي آقاياني كه همسر دارند و همسرشان هم هيچ مشكلي ندارد سم است. چرا؟ چون زندگي اول آسيب شديد مي بيند. پايگاه اجتماعي مرد در بين آشنايان به باد تاراج مي رود و در نهايت اينكه بچه هاي همچين پدري دچار مشكل روحي رواني مي شوند و اصلا بعيد نيست پدر همچين پدري ديگه دنبال صيغه نباشد تعهد ديني پدر را نداشته باشد و زاني از آب در آيد. حالا آقايان محترم خودشان دودوتا چهارتا كنند ببينند اين كارشان ارزش خودزني اينشكلي را دارد يا نه ترجيح مي دهند مثل جوجهه دادبزنند پيشي بيا من و بوخور.

اما موضوع دوم اينكه بعد از چند سال يعني ۴ سال كه كتاب تفاوت و تساهل رامين جهانبگلو را خريده بودم ايندفعه از تو كتابخونه برداشتم و خوندمش. انصافا كتاب جالبي بود. نظر گاندي در مورد آزادي و مصاحبه رامين جهانبگلو با هانگتينگتون و ناوم چامسكي بسيار دلنشين بود. اطلاعات جالبي در مورد فلسفه زندگي آمريكاييها و افكارشون و اينكه چگونه اين كشور مهاجر نشين تساهل در مورد تفاوتهاي موجود قومي و ديني و ... را پذيرفتند و به صورت قانون شهروندي در آوردند بسيار جالب است.كه به همه دوستان توصيه مي كنم اين كتاب را بخوانند.

پ ن. وبلاگ دكتر صديق هنوز فيلتره و هيچ پيامي هم به ايشان داده نشده كه چرا؟ و يا جرمش چيست و يا كدام نوشته ايشان به تريش قباي كي برخورده است.


برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

با اينكه لايحه حمايت از خانواده به تصويب نرسيد و قرار بر اين شد كه آقايان طبق روال سابق عمل كنند و حتما ازدواج موقت ثبت شود و این لایحه به کمیته های تخصصی باز گردانده شد.ديدم اگر مطالب كامنتهاي پست مربوط به آن را جمع بندي نكنم كمي نامردي است. لذا پس ازاينكه فرصتي دست داد تا ديشب تا ساعت 5 صبح در اينترنت چرخي بزنم و مطالبي را مطالعه كنم تصميم گرفتم در اين مورد مطلب تكميلي بنويسم كه كمي روده درازي است والبته كمي هم لحن آن شايد به زعم بعضي تند باشد ولي چه كنيم كه جامعه شناسي علم نقد جامعه است و مسائل اجتماعي ايران خود مسئوليتي مضاعف بر دوش دارد.

غريزه جنسي يك امر طبيعي است و اصلا كانون خانواده براي اين بوجود آمده كه اين غريزه به صورت كاناليزه شده و با نظم و ترتيب و قانون ارضاء شود، به طوري كه فضاي برنده برنده حاكم شده و كسي از اين روابط آسيب نبيند. دقت كنيد گفتم فضاي برنده برنده. شريعت ما هم اين فضا را در نظر داشته و به ازدواج به عنوان امري كه كامل كننده ايمان افراد است و نيمي از ايمان فرد را بيمه مي كند نگاه كرده و آن را يك سنت حسنه دانسته و به مسلمانان توصیه تاكيد بر ازدواج كرده است.

وقتي بحث سر ارضاي نياز جنسي مي شود و مشكلات ازدواج در كشور يكي از گزينه هايي كه مطرح مي شود، ازدواج موقت است. ازدواج موقت به عنوان نوعي رابطه جنسي آسان كه تداوم آن ممكن است كوتاه باشد و شايد هم موجبات ازدواج دائم را فراهم كند. آقاي نصیري در پايان نامه خود در دانشگاه تهران همين موضوع را در بين دانشجويان خوابگاههاي دانشگاه تهران مورد مطالعه قرار داده و مورد موافقت اكثر افراد اعم از دختر و پسر بوده است. اما چه شده كه اين مبحث در كشور ما انقدر چالش بر انگيز شده كه ساعتها وقت مجلس را مي گيرد و در نهايت مغموم از صحنه خارج مي شود. در اينكه ازدواج موقت امري شرعي است و در شريعت ما به آن تاكيد شده حرفي نيست. اينكه مشكل جنسي وجود دارد و قابل سرپوش گذاشتن نيست هم درست است. اينكه گفتمان ما با غرب بر سر همين مسائل جنسي است و هر وقت ما اقدام به ترد غرب می کنیم ، در این خصوص حرف مي زنيم و فرهنگ آنها را مذموم مي شماريم، به دليل همين آزادي جنسي و مسائل جنسي و ... در آن بلاد است و همه بزرگان سياسي ما چه مستقيم و چه غير مستقيم و مستتر در حرفهايشان غرب را به دليل بي بندو باري جنسي محكوم مي كنند و غيره هم درست. و اينكه اگر دشمن قرار باشد به كشور ما حمله كند ديگر نيازي نيست حمله نظامي كند و فقط از اين طريق اقدام خواهد کرد. به قول رهبر معظم  كافي است كه براي جوانان ما دامن كوتاه بفرستند هم جريان مهمي است و دولتمردان و سياستمداران كشور ما نيز به آن كاملا واقف هستند. و همه هم مي دانند كه نه همجنس بازي،نه خود ارضايي و نه سكس آزاد، شرعي نيست و تنها راهي كه باقي مي ماند صيغه است.

همه اينها را گفتم تا به اين نكته برسم كه حالا كه تنها راه صيغه است و ما فقط از طريق اين جريان تازه شايد بتوانيم بخشي از مشكل جنسي جوانان را حل كنيم .بايد آن را كاناليزه كرده و درست قانون مند كنيم كه فضاي برنده برنده بهم نريزد. اينطوري نشود كه يك طرف رابطه متضمن خسارت شده و ديگري لذت ببرد آن هم در غالب شرعي. دعوا سر اين نيست كه اين جريان درست است يا نه بلكه جريان سر اين است كه اختلاف فاحشي بين عرف و دين در كشور ما وجود دارد. مي توان اين طوري دسته بندي كرد كه :

1-      مشكل جنسي وجود دارد

2-      راه كار آن بايد شرعي باشد

3-      صيغه يك راهكار شرعي است

4-      پس بايد طوري اجرا شود كه فضاي برنده برنده حاكم باشد

5-      براي اينكار بايد اين حكم شرعي را با توجه به عرف جامعه قانون مند كنيم، يا بايد عرف جامعه را تغيير دهيم

6-      فرهنگ و عرف جامعه يك شبه تغيير نمي كند. پس بايد مدت زمان طولاني صرف تغيير عرف جامعه شود

7-    عرف جامعه مردي كه دو زن داشته باشد را مطرود مي كند و از محبوبيت وي كاسته شده چه بسا كه زندگي اولش هم متلاشي شود. پس نتيجه مي گيريم در قدم اول اين قانون بايد در راستای حفظ خانواده هايي باشد كه قبلا تشكيل شده و اين قانون نبايد مستمسك مردان هوسباز و پولدار جامعه شود كه مي توانند ازدواج مجدد داشته باشن،د يا بايد در بين زنان اين فرهنگ تغيير كند و مانند كشورهاي عربي بپذيرند كه شوهرشان را با ديگران قسمت كرده و زن دوم را بپذيرند. اين را هم فراموش نكنيد كه صفحات حوادث روزنامه هاي كشور ما پر است از اخبار قتل و آدم ربايي و ... كه يك سر قضيه وصل مي شده به ازدواج موقت آقا. مثل قتل لاله سحر خيزان توسط شهلا جاهد زن نادر محمد خاني فوتباليست دهه شصتي كشور مان.

8-     عرف جامعه نمي پذيرد كه دختري شب عروسي دوشيزه نباشد پس اين قانون بايد راهكاري براي اين موضوع ارائه دهد كه در پست قبل پيامي از طرف شخصي به نام سارا آن را بيان كرده بود و توضيح داده بود كه برخي جراحيهاي خاص مي تواند اين مشكل را رفع كند، و با قانوني شدن اين جراحيها دختران هم قبل از ازدواج مي توانند از لذت ارتباط جنسي شرعي محروم نماند. يا مردان جوان ما اين فرهنگ خود را تغيير دهند و اين انتظار كه همسرشان حتما بايد در هنگام ازدواج دوشيزه باشد را كنار بگذارند.

9-    يكي از دوستان هم گفته بود در قبال هر مردي كه به دنبال ازدواج موقت است يك زن هم وجود دارد كه آن را مي پذيرد. در اين خصوص بايد بگويم كه حرف شما متين. آيا فكر كرده ايد كه چه جور مرداني به دنبال صيغه هستند. درست است مردهاي متاهل. چرا ما زنهاي بيوه  ومطلقه زياد داريم؟ چون مردهاي كشور ما در اكثر موارد پس از فوت همسر اولشان يا طلاق مستقيم به سراغ يك دوشيزه براي ازدواج مي روند و از ازدواج با زنان مطلقه و يا بيوه صرف نظر مي كنند. اينكه در اكثر اين ازدواجها چون دختر مجرد با رويا و آرزو وارد زندگي مرد مي شود، ولي  مرد در ذهنش يك زندگي واقعي را تجسم كرده و در نهايت چه مشكلات كه پيش نمي آيد. از طرد بچه ها گرفته تا مسائل و مشكلات ديگري كه حتي در ادبيات شفاهي ما تحت عنوان ادبيات زن بابا شكل گرفته، بماندکه این خود مبحث دیگری را می طلبد و این مطلب را گنجایش توضیح بیشتر آن نیست. اين جريان باعث مي شود كه زنان بيوه و مطلقه در كشور ما بي شوهر بمانند و نياز جنسي هم كه يك واقعيت است و شوخي نيست. به اين ترتيب اين زنان(زنان مطلقه و بیوه) طعمه هاي حاضر آماده براي مردان هوسراني است كه تحت عناوين مختلف اقدام به صيغه آنها مي كنند مثل ثواب، سرپرستي، سايه بالاي سر و .... حالا اگر مردهاي مطلق و بيوه  در كشور با كسي مثل خودشان ازدواج مي كردند هم زندگي دوم آنها مستحكم تر مي شد و هم مشكلاتي از اين دست پيش نمي آمد به اين خبر توجه كنيد:« مهر: ابهري، کارشناس علوم رفتاري مي‌گويد: افزايش زنان مطلقه و افزايش آمار دختران تحصيلکرده همراه با مشکلات اقتصادي و اشتغال در جامعه موجب کاهش ازدواج در کشور شده است. کارشناس علوم رفتاري از افزايش شش برابري آمار زنان مطلقه در جامعه اظهار نگراني کرد و افزود: بر اساس آمارها هم اکنون يک ميليون مرد مطلق و شش ميليون زن مطلقه در کشور وجود دارند. مجيد ابهري با اشاره به بررسي آماري سازمان‌هاي مردم نهاد در مورد تنهايي مردان و زنان ايراني پس از طلاق گفت: بر اساس آمارها هم اکنون يک ميليون مرد مطلق و شش ميليون زن مطلقه در کشور وجود دارند. او مي‌گويد: آمارها نشان از 5/9 ميليون مرد مجرد (سنين 20 تا 34 ساله) و هفت ميليون دختر مجرد (15 تا 29 ساله) در کشور مي دهد. ابهري گفت: افزايش زمان مطلقه بودن و افزايش آمار دختران تحصيلکرده همراه با مشکلات اقتصادي و اشتغال در جامعه موجب کاهش ازدواج در کشور شده است.»(روزنامه رسالت 1/7/1389)( http://www.resalat-news.com/Fa/?code=40139) همانگونه كه مستحضريد مي بينيد كه اين ايده‌آل پردازي آقايان مطلق نه تنها باعث شده كه تعداد زنان مطلقه كه بدون همسر باقي مانده اند پنج برابر مردهاي مطلق باشد، بلكه بالانس تعداد دختران مجرد دم بخت را نسبت به پسران مجرد دم بخت بهم زدند به طوري كه اين بيش از دو و نيم ميليون پسر جوان يا بايد تا آخر عمرشان عضب اوقلي باقي بمونند يا بايد با زنان مطلق ازدواج كنند و مسائل بعدي كه در اين خصوص پيش مي آيد و كم هم شاهد آن نبوده ايم كه وقتي يك پسر مجرد با يك خانمي كه در زندگي شكست خورده ازدواج مي كند چه باجخواهي هايي كه نمي كند و ... 

10-  در بين پيامهاي قبلي مطلبي هم بود كه در اين مورد اعتراض داشت كه اگر خانم متاهلي مشكل جنسي داشته باشد و ارضاء جنسي نشود چه بايد انجام دهد. در اين خصوص هم بايد بگويم كه شريعت اسلام راهكاري ارائه كرده و گفته كه اگر مردي ديد واقعا از پس اين قضيه بر نمي آيد بايد زن جوانش را طلاق دهد تا او بتواند ازدواج كند. اين خانم هم همينطور دو تا راه دارد يا تقوي پيشه كند و به خاطر هر معذوريتي كه دارد صبر كند يا اگر لذت بردن از سكس برايش خيلي مهم است طلاق گرفته و با مرد ديگري ازدواج كند. البته پس از سه سال در راهروهای دادگاه خانواده دویدن اگر برایش نیاز جنسی باقی ماند و موفق به طلاق شد. براي آقاياني هم كه اين مشكل وجود دارد خدا بركت بدهد به مجلس كه ده ماده قانوني گذاشته كه چنين مردي مي تواند با استناد به يكي از اين قوانين اقدام به ازدواج مجدد دائم كند چرا ازدواج موقت؟!!

در نهايت هم بايد بگويم كه اين جريان فقط بحث داغ در كشور ما نيست و فقط كشور ما نيز با آن دست به گريبان نيستند. در كشوري مثل مصر هم زنان متاهل از كيان خانواده خود دفاع مي كنند. اين خبر را به عنوان حسن خطام مي گذارم بخوانيد:« راه اندازی کمپین ترویج تعدد زوجات در مصر با واکنش های مختلفی مواجه شده است.

به گزارش «فردا» و به نقل از روزنامه کویتی الرای، جمعیت اجتماعی “وفاق” در مصر برای اولین بار اقدام به راه اندازی کمپین تعدد زوجات با هدف ” از میان برداشتن ترشیدگی” و سرپرستی بیوه زن ها و زن های مطلقه” کرده است.

دفتر ازدواج جمعیت الوفاق، برای شروع در راه اندازی این حرکت که با هدف آسان سازی و ترویج ازدواج بین مردان متاهل با بیوه زنان مشتاق به ازدواج است، اطلاعیه این جمیعت را در مساجد و قهوه خانه ها در شهر های قاهره و اسکندریه نصب کرده اند.

بنا بر آنجه در اطلاعیه این گروه آمده است، آن‌ها می خواهند تا با شیوه ای مناسبی برای مبارزه با معضل زنان بیوه که اکثرا سرپرست خانوار هم هستند، فعالیت کنند. معضلی که تنها راه حل آن یک اقدام جسورانه است. در بخش دیگری از بیانیه آن ها آمده است: ما نباید سرهایمان را در ماسه فرو ببریم و جوازی را که خداوند داده است و حلال کرده است را بخاطر شرایط اجتماعی ای که توجیهی ندارند حرام کنیم.

اما در مقابل اعضای سه انجمن مدافع حقوق زنان همچون «به سوی جهانی بهتر»، مصر خواستار توقف فوری فعالیت گروه الوفاق از دادستان کل شده‌اند.»(قلم آنلاين 31/1/89)( http://ghalamonline.com/?p=1687)

همانگونه که دیدید در آنجا یک دادستان کلی هست که زنان در مقابل یک چنین فعالیتهایی به آن شکایت کنند در کشور ما شما فکر می کنید باید به چه کسی اعتراض خود را بگوییم. باز خدا خیر بدهد به نمایندگان زن مجلس که تلاش خود را کردند تا یک زن صیغه ای ثبت رسمی داشته باشد و هنگام بارداری در پله های دادگاه و آزمایش ژنتیک و غیره اسیر نشود تا ثابت کند بچه مال مردی بوده که قبلا صیغه وی بوده و هزارتا داغ بی بند و باری و ... نخورد.
برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

متاسفانه فرصت لازم را برای جمع بندی نظرات دوستان در پست قبلی پیدا نکردم. ولی چون پست قبلی خیلی به مزاق برخی آقایان خوش نیامد و راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت (یعنی چند سالی) است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند

انواع ازدواج های پیشنهادی:
*
ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
*
ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
*
ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
*
ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
*
ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
*
ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
*
ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
*
ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
*
ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
*
ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.


برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 8:43 قبل از ظهر  توسط آهنگر سله بني  | 

گويا يكي از بندهاي مورد اختلاف نماينده هاي مجلس بندهاي 22 تا 24 قانون حمايت از خانواده در خصوص ازدواج موقت بوده كه در آن آمده ازدواج موقت به خودي خود نياز به ثبت قانوني ندارد و در صورت بارداري بايد ثبت رسمي شود. حالا اين جريان را قرار مي دهيم در كنار خبري كه همزمان در رسانه هاي كشور انتشار يافت با عنوان«ازدواج موقت بهانه‌اي براي سوء استفاده از زن جوان» (تابناك كد خبر 17283 تاريخ 8/6/89) كه در آن دختري 19 ساله توضيح مي داد كه پس از طلاق گرفتن از همسر اولش در محل كار با پسر صاحب كارش آشنا شده و اقدام به ازدواج موقت كرده تا آن پسر خانواده اش را راضي به ازدواج دائم با وي كند. اين زندگي مخفيانه يك و نيم سال طول مي كشد و پس از آن با كمال ناباوري همسر دوم وي كه در اصل همسر موقت (برگرفته از نام ازواج موقت) به او مي گويد كه قصد دارد با دختر ديگري ازدواج كند و اگر به كسي در مورد اين ازدواج مخفيانه و موقت چيزي بگويد تمامي عكسهايي كه از او گرفته درسراسر شهر پخش خواهد كرد و آبروي وي را خواهد برد. در انتهاي اين خبر هم مثل همه خبرهاي حوادث آمده تحقيقات در اين خصوص ادامه دارد و ....

حالا خودتان قضاوت كنيد اگر ازدواج موقت اين خانم به ثبت رسمي نشده باشد اين جريان به نفع دختر است يا به ضرر وي؟! اگر ثبت شده باشد كه به راحتي پسر اقدام به فسخ ازدواج كرده و هر كس به سمت خودش مي رود و فقط دختر است كه از مشكلات عاطفي يك سال ارتباط با اين مرد در رنج خواهد بود و پسر محترم به زندگي خود ادامه داده و به سمت يار ديگري خواهد رفت. اگر ثبت نشده باشد كه تازه اول فاجعه است چون  با اون همه عكس و فيلم به راحتي متهم به زناي محسنه مي شود.


برچسب‌ها: ازدواج مجدد, همسر دوم, صیغه, متعه, خیانت
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط آهنگر سله بني  |